أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

581

مناقب العارفين ( فارسى )

« 3 / 568 » همچنان مشهور است كه در آخر وقت حضرت خذاوندگار را مبلغ پنجاه عدد درم « 2 » وام بوذه است ؛ فرموذ كه قراضهء چند بذآن صاحب قرض دهند و از وى حلالى خواهند ؛ خذاوند مال قبول نكرد و بخشيذ ؛ فرموذ : الحمد للّه ربّ العالمين كه ازين عقبهء سهمناك رهيذم « 3 / 569 » همچنان از حضرت چلبى حسام الدين منقولست كه روزى خدمت شيخ صدر الدين « 7 » با اكابر درويشان به عيادت مولانا آمذه بوذند ؛ تملّق « 8 » عظيم نموذه از آن حالت متألّم مىشذ ؛ گفت : شفاك اللّه شفاء عاجلا ، رفع درجات باشذ ؛ اميذ است كه صحّت كلّى روى نمايذ و حضرت مولانا جان عالميانست ، بصحّتها ارزانيست ؛ فرموذ كه بعد ازين شفاك اللّه شما را باذ ؛ همانا كه در ميان عاشق و معشوق پيراهنى از شعر بيش نمانده است ؛ نمىخواهيذ كه بيرون كشند و نور بنور پيوندذ شعر ( رمل ) گفت لُبسْش گر ز شَعْر و شُشْتَرست * اعتناقِ بىحجابش خوشترست من شذم عريان ز تن او از خيال * مىخرامم در نهاياتُ الوِصال « 1 »

--> ( 3 / 568 - 3 / 569 ) Z 163 آ B 152 ب K 357 - 358 88 ، II , H ؛ 4 ، II , T ( 2 ) عدد درم Z : و دو درم K عد B ( 7 ) صدر الدين ZBK : + قونوى قدس سره hB ( 8 ) تملق Z : تعلق BK ( 1 ) [ سطر 14 - 17 ] كفت . . . الوصال : NM ، ج 6 ، ص 540 / 4618 - 4619 ؛ AM 663 / 1 .